روز اول ایلیا جون
سلام عزیزم سلام دلیل زندگیم مامان قربونه اون چشمای نازو پف کردت بشه امروز تازه به دنیا اومدی خوش اومدی گل قشنگم......منو بابات از امروز تا لحظه ای که جون داریم کنارتیم......قند عسلم
بلاخره پس از 9 ماه انتظار قند عسلم روز یکشنبه 92/2/7 ساعت 10:13 دقیقه صبح به دنیا امد.در بیمارستان اقبال تهران و خانم دکتری که به دنیات اورد خانم پریسا علمی بود .
گل پسرم با وزن 2700 و قد 48 cm به دنیا امد.پسرم اون روز نمی دونستم از نگرانی چه کار کنم و می ترسیدم اما وقتی به تو فکر می کردم می خواستم هر چه زود تر ببینمت وقتی برای اولین بار دیدمت فقط گریه می کردم از خوشحالی نمی دونسم چه کار کنم تمام شب و رو سرت بیدار بودم .فقط یه چیز ناراحتم کرده بود اخه تو شیر نمی خوردی و منم نگران بودم وقتی پرستار امد و بردت پیش دکتر و گفتن که باید بستری بشه داشتم دیون می شودم طاقت دوری ازت نداشت اما من و مرخص کردن و من و تو 5 روز از هم دور بودیم خیلی سخت بود اما همه اون روزا تمام شد و انشا اله که هیچ وقت مریض نشی


روز اول ایلیا جون
